دکتر سیف الله اهدایی

دکتر سیف الله اهدایی

از دیگر عزیزانی که اهل این بندر باستانی است و هم اکنون یکی از افتخارات بندرماهشهر به شمار می آید، آقای دکتر سیف الله اهدایی است. او متولد بیستم فروردین ماه سال ۱۳۲۳ ه ش است، فرزند میرزا رضا اهدایی و نوه مرحوم حاج محمود اهدایی می باشد و در حال حاضر مقیم کشور آمریکا و استاد دانشگاه تگزاس است، دارای دو فرزند گران قدر به نام های دکتر سارا اهدایی و دکتر ساسان اهدایی هستند که همچون پدر بزرگوار راه تحصیل علم و دانش و خدمت به مردم را طی می نمایند با توجه به آشنایی قبلی که با خانواده ایشان در بندرماهشهر داشتیم، با ایشان در آمریکا تماس گرفته و شرح زیر که توسط آقای دکتر تهیه شده، عیناً نوشته شده است.

دوست عزیز آقای شکیبا؛ با سلام بدینوسیله آن چه را که خواسته بودید تا آنجائیکه حافظه ام یاری دهد برایتان می نویسم. البته خودتان مختارید که هر چه لازم باشد برداشت کرده و اضافه ها را کنار بگذارید.

بر طبق آن چه که در شناسنامه آمده است من در تاریخ ۲۰ فروردین ماه ۱۳۲۳ ه ش در بندرماهشهر یا همان «معشور کهنه» خودمان به دنیا آمدم. از دوران طفولیت آچه به یاد دارم این است که بیش تر همدم بابا حاجی (حاج محمود اهدایی) پدر بزرگ پدری ام بودم زیرا پدر بیش تر در آبادان در شرکت نفت کار می کردند. سال اول ابتدایی را به مدرسه حافظ رفتم، اوائل سال دوم پدر به بندرماهشهر منتقل شدند و لذا خانه ی پدری در بندرماهشهر خودمان به قسمت بندرماهشهر شرکت نفت نقل مکان کردیم و من در مدرسه ی عنصری ثبت نام کردم. سال های دبستان و دو سال اول دبیرستان، محمدرضا پهلوی (آیت الله کاشانی) سپری شد و واقعه ی قابل ذکری را به یاد ندارم جز اینکه روزها بیش تر به درس خواندن و غروب ها با رفتن به باشگاه شرکت نفت و بازی پینگ پونگ و تابستان ها نیز شنا و خواندن مجلاتی که وجود داشت نظیر سپید و سیاه، تهران سخن و مکتب اسلام سپری می شدند. عشق و علاقه ام به درس زیاد بود و همیشه شاگرد اول کلاس بودم. سال های نهم و دهم دبیرستان را در مدرسه ی شرکت نفت کرمانشاه و سال های یازدهم و دوازدهم را در دبیرستان فرهنگ اهواز گذراندم و از آن جا دیپلم ریاضی گرفتم. جدا شدن از خانواده در آن سن کم، سخت بود و به یاد دارم این جدایی ها همیشه با گریه و زاری مادر و اطرافیان و خود من همراه بود. ولی فکر می کنم که آن سختی ها بعداً برایم مفید و سازنده شدند. پس از گرفتن دیپلم رهسپار تهران شدم و پس از مدتی و بعد از گذراندن کنکور ورودی دانشگاه، در رشته شیمی دانشکده ی علوم دانشگاه تهران پذیرفته شدم. از همان ابتدای ورود به دانشگاه فعالیت های سیاسی من که از سال ها قبل بیش تر با گرایش مذهبی و با خواندن مجلاتی نظیر مکتب اسلام شروع شده بود، شدت گرفت و از سال دوم به بعد بیش تر رهبری اعتصاباتی در روزهای مناسب نظیر ۱۶ آذر را با دوستان دیگر به عهده داشتم تا اینکه در اواخر سال ۱۳۴۶ به دنبال اعتصابات بسیار پر هیجان دانشگاه تهران به مناسبت مرگ مشکوک غلامرضا تختی کشتی گیر ملی پوش ایران در نیمه شب یکی از روزهای اعتصاب در منزل یکی از دوستان هم فکر توسط عوامل ساواک دستگیر و به زندان قزل قلعه رهسپار شدم. در اوایل سال ۱۳۴۷ از زندان آزاد و با دردسرهای بسیار مجدداً در دانشگاه پذیرفته شده و در سال ۱۳۴۸ از دانشگاه تهران در رشته شیمی با درجه لیسانس فارغ التحصیل شدم. پس از فراغت از تحصیل در دانشگاه به عنوان مسئول آزمایشگاه به استخدام پتروشیمی رازی بندرماهشهر درآمدم. در آن ایام خانواده در اهواز زندگی می کردند. چند ماه پس از استخدام در پتروشیمی، با همسرم که اولین فارغ التحصیل رشته شیمی دانشگاه تهران بود ازدواج کردم. به علت مهیا نبودن منزل مناسب در بندرماهشهر ایشان در اهواز و در منزل پدر به سر می بردند. در یکی از رفت و آمدن های من به اهواز در یک حادثه ی رانندگی پای من شکست و مدتی تحت معالجه در اهواز به سر بردم این خود باعث اختلاف بین من و رئیس آمریکایی ام در پتروشیمی شد که منجربه اخراج غیرقانونی من از شرکت گردید. پس از آن به خدمت نظام وظیفه رفته که بیش تر ایام دو سال خدمت را با درجه ستوان دومی، مسئول سپاه دانش شهر اهواز بودم. البته در تمام دوران نظام وظیفه شکایت از پتروشیمی رازی را دنبال کردم تا جاییکه این ماجرا به مقامات بالای مملکتی آن زمان رسید و نتیجتاً منجربه برگشت من به شرکت پس از اتمام دوره ی خدمت سربازی شد. محل خدمت من در پتروشیمی، بنا به تقاضای خودم در آن وقت شیمیایی شیراز تعیین شد.

پس از مدت دو سال، زمانی که ریاست یکی از کارخانجات آن مجتمع به نام Npk را داشتم استعفاء کرده و به همراه همسرم برای ادامه ی تحصیل به انگلیس رفتم. در سال ۱۹۷۸ در رشته مهندسی الکتروشیمی از دانشگاه ساتمپتون (Southampton) دکترا گرفتم (Ph.d.). در مدت اقامت در انگلیس عضو انجمن اسلامی دانشجویان و یکی از گردانندگان انجمن اسلامی در شهر ساتمپتون بودم. پس از اخذ درجه دکترا مدتی کم تر از یک سال نیز در دانشگاه مشغول کار تحقیق علمی شدم تا اینکه پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران، به ایران بازگشتم. در ایران مدت یک سال مدیر عامل «مرکز سنجش از راه دور ایران» بودم و در ضمن تدریس درس ترمودینامیک را نیز در رشته مهندسی شیمی دانشگاه علم و صنعت به عهده داشتم. در اوایل سال ۱۹۸۰ به عنوان کاردار سفارت ایران در لندن منصوب شدم و تا اواسط سال ۱۹۸۱ در آن پست مشغوا خدمت بودم. پس از استعفا از کارداری سفارت در دانشگاه ساتمپتون برای مدت یک سال به کار تحقیق مشغول شدم تا اینکه در دسامبر سال ۱۹۸۲به دنبال مکاتبات قبلی با یکی از دانشگاه های مجموعه ی دانشگاهی تگزاس، به تگزاس آمریکا آمدم و از آن زمان تا کنون در پست های اداری و نیز تدریس مشغول بوده ام. در حال حاضر مسئول برنامه ی تحصیلی علوم محیط زیست در دانشگاه University of texas of the Permian basin هستم. لیست مسئولیت های مختلفی را که در این مجموعه ی دانشگاهی دارم و نیز فهرست گزارشات و مقالات علمی خود را که برخی در مجلات علمی بین المللی انتشار یافته اند به شرح ذیل است.

  • عضو انجمن تحقیقات علمی در دانشگاه ساتمپتون ۱۹۸۲- ۱۹۸۱٫
  • کاردار سفارت ایران در لندن ۱۹۸۱- ۱۹۸۰٫
  • مدیرعامل مرکز سنجش از راه دور ایران ۱۹۸۰- ۱۹۷۹٫
  • رئیس کارخانه Npk در پتروشیمی رازی بندرماهشهر ۱۹۷۵- ۱۹۷۱٫
  • سرپرست آزمایشگاه شیمیایی رازی بندرماهشهر ۱۹۶۹- ۱۹۷۱٫
  • هماهنگ کننده برنامه علوم محیط زیست/ دانشیار علوم محیط زیست از سال ۲۰۰۰ تا کنون.
  • دانشیار علوم محیط زیست/ سرپرست آزمایشگاه های دانشگاه تگزاس از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۰٫
  • دستیار معاونت آموزشی دانشگاه/ مدیر برنامه ریزی استراتژیک دانشگاه/ مدیر آمار و اطلاعات دانشگاه/ مدیر آموزش جنبی دانشگاه از سال ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۵٫
  • دانشیار کمکی در مهندسی نفت در دانشگاه تگزاس ۱۹۹۹
  • دانشیار دروس مهندسی از سال ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۱٫
  • استادیار دروس مهندسی از سال ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۴٫

شما را به خدا می سپارم- سیف الله اهدایی

تگزاس، ۱۱/۰۴/۱۳۸۵

در خاتمه توفیق روز افزون شما را در تمام شئون زندگی و مخصوصاً برای کار ارزنده ای که در دست دارید از خداوند آرزو می کنم. من یکی همیشه مخلص تمام همشهری های خوبم هستم و خاک پاک و شور معشور خودمان را ارج می نهم.

از دیگر فرهیختگان این بندر باستانی سه برادر گران قدر مسیبی بهبهانی است. گر چه شهرت آن ها بهبهانی است، ولی اصالتاً از قنواتی های بندرماهشهر هستند که اجداد آن ها چندین قرن پیش به این شهر آمده و سکونت گزیده اند. نام پدر بزرگوارشان شادروان مرحوم حاج عبدالعزیز فرزند حاج مسیب است که از مردان نیک بندرماهشهر بود او در آن مقطع زمانی بندرماهشهر توانست فرزندانی را تربیت و به جامعه ایران و جهان معرفی نماید که جزء کم نظیرها هستند و برای پیشرفت بچه ها امکانات را فراهم و هیچ ممنوعیتی قائل نشد. این سه استاد فرزانه که در زیر شرح آن ها نوشته شده است، عبارتند از : دکتر وهاب مسیبی بهبهانی، دکتر احمدرضا مسیبی بهبهانی و دکتر رضا مسیبی بهبهانی.

۶۳۲

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *