پرویز حسینی

پرویز حسینی

آقای استاد پرویز حسینی متولد سال ۱۳۳۴ ه ش در شهر بندرماهشهر می باشد. تحصبلات ابتدایی را در بندرماهشهر گذرانده و پس از آن به همراه خانواده به جزیره خارک منتقل شدند و در آن جا تحصبلات متوسطه را به اتمام رساندند. در سال ۱۳۵۲ ه ش برای ادامه تحصیل به کشور انگلستان عزیمت نموده و در دانشگاه فرهام شروع به تحصیل نمودند. با پیروزی انقلاب اسلامی به ایران برگشتند و به شغل شریف آموزگاری در دبیرستان ۱۷ شهریور بندرماهشهر مشغول شدند. پس از آن به خاطر علاقه ای که به زبان انگلیسی داشتند در سال ۱۳۶۶ ه ش موفق به اخذ لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه شهید چمران اهواز نیز شدند. او که از ابتدا علاقه وافری به شعر و شاعری داشت در کنار تدریس اشعاری را به صورت شعر نو می سرود و اکثر آن ها در روزنامه های کثیرالانتشار هم به چاپ می رسید، بعضی از آثار استاد پرویز حسینی به شرح ذیل می باشند.

  • کتاب آرزوهای خسته سال ۱۳۵۰
  • کتاب هنگامه رفتن و معرکه ماندن سال ۱۳۷۴
  • کتاب معجزه کوچک (ترجمه رمان) سال ۱۳۷۴
  • کتاب شعله گیاه (مجموعه شعر) سال ۱۳۷۵
  • کتاب آواز قو (مجموعه شعر) سال ۱۳۷۶
  • تک نوازی باران (ترجمه شعر به فارسی) سال ۱۳۷۷
  • کتاب اندوه منتشر (ترجمه شعر) سال ۱۳۷۰
  • کتاب بچه های راه آهن (ترجمه) سال ۱۳۷۱
  • کتاب مجموعه داستان عطر نجیب یال سال ۱۳۷۶
  • کتاب من فقط گریه ها یادم مانده است ( مجموعه شعر) چاپ در انگلیس سال ۲۰۰۴ میلادی
  • کتاب جشن ها و یورش ها (ترجمه و نقد)
  • کتاب با صدای باران مرا بیاد بیاور (مجموعه شعر)
  • کتاب باران ساز (ترجمه شعر شاعر سوئدی یانسترگرم)
  • کتاب داستان های دیگر (ترجمه ۲۰ داستان از نویسندگان آمریکایی و انگلیسی)

همانطوریکه گفته شد استاد پرویز حسینی در سرودن شعر نو تبحر خاصی دارد. ذیلاً برگزیده ای از شعرهای او آمده است.

 

گل و آینه

گفتند:

گلی که افتاده است

هرگز به شاخه بر نمی گردد

گفتند:

آینه ای که شکسته است

هرگز دوباره نمی تابد

می گویم:

گل افتاده

با باران می رود

آینه شکسته

با ماه …

(پرویز حسینی)

 

آواز قو

غزل می گویم

غزلی مثل نگاه تو

-زلال و ابدی-

که به من می گوید

دیرسالی است

که در سینه افسرده ها

عشق زخمی شده است …

غزلی می گویم

غزلی مثل دل توزخمی

-که به هیچ افسونی-

سرآرام و قرارش نیست

درمانش نیست

غزلی مثل غزل های تو غمگین

-و پرواز دلتنگی-

مثل آواز آن قوی سپید

که سبی خواند به تلخی

پس از آن

صبح ندید …

(پرویز حسینی)

استاد پرویز حسینی شعر زیر را در جواب تی اس الیوت و شعر «سرزمین هرز» او سروده است.

 

سرزمین هرز

در سرزمین هرز

باران

گل کاغذین

می رویاند

آدمی، نمی یابد

هیچ

جز گام های خسته

گام های پیر

چشم های خواب آلود

گنه آلود

قلب های مهر و موم شده

عشق های گم شده

خدای نایافته

هیاهوی سکه

خاموشی همسایه

فراموشی و میخانه

در «سرزمین هرز»

مگر سنگ سخن ساز کند

که آدمی لب به شکوه باز نمی کند

مگر دریا

موج سرودی بخواند

که آدمی، گویی

تیغ نامریی

برگلوی خویش می بیند

همین است، شاید

که پس از انتظاری هزار ساله

مسیحی نیامده است !

آه مسیح

صخره باران

هایت کجاست؟

(پرویز حسینی)

آقای پرویز حسینی شعر زیر را در وصف آقای حبیب ترابی نویسنده جانباز بندرماهشهری سروده است.

 

سهم من و تو

تنها

سیبی بود

چتر آسمان

چاک چاک شد و ستاره ها

یکایک

فرو

افتادند

و زمین را

ابری سراسر

فراگرفت

سهم ما

از جهان

تا ابدالاباد

باران است …

(پرویز حسینی)

شعری دیگر از آقای پرویز حسینی

 

معبد

این گور کیست؟

که یاد می آرد مرا

از رویاهای بی تعبیرم

از سب های بی لاله و ستاره ام

این گور کیست؟

که دستمال و بالشم را

مدام

به هفت آب می شویم

این گور کیست؟

که معبد خاطره های روشن من است

با هزار توی پر از شعله اش

این گور کیست؟

 

پرویز+حسینی

۹۰۵
۱

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *